سيد علي اكبر قرشي
61
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« نهج » البلاغه مطرح است و اين نوع طرح و توضيح بدون مبالغه در حدّ خود اعجاز است مطالبى كه در اين رابطه در اين كتاب عظيم بازگو شده نسبت به آن زمان كاملا نامأنوس بوده است ، امام صلوات اللّه عليه كه متصل به درياى علم پرودگار بود بدون اغراق در اين بارهء قرنها از زمان جلوتر رفته است . با ديدن اين مطالب معلوم مىشود كه ما شيعيان على عليه السلام را نشناخته و به او ظلم كردهايم ، درست است كه دربارهء دلائل خلافت آنحضرت و نقل اخلاقيات و مجاهدتهاى وى تلاشهاى بسيار كردهايم ، اما ايكاش در نهج البلاغه بيشتر كار مى كرديم تا مى دانستيم آنحضرت چطور خودش ، خودش را معرّفى كرده است . نويسندگان نا آگاهى امثال احمد امين مصرى و بعضى ديگر دچار توّهم شده و در انتساب اين نوع كلمات به على عليه السلام ترديد كردهاند و مى گويند : عرب قبل از فلسفهء يونان به اين بحثها و تجزيه و تحليلها و موشكافيها آشنا نبود ، اين سخنان را بعدها ، آشنايان با فلسفه يونان ساخته و به امام على بن ابى طالب نسبت دادهاند . مرحوم شهيد مطهّرى در جواب اين سخن فرموده : ما هم مى گوئيم عرب با چنين كلمات و سخنان آشنا نبود ، آقاى احمد امين ، اول على عليه السلام را در سطح اعرابى از قبيل ابو جهل و ابو سفيان از لحاظ انديشه پائين مى آورد و آنگاه صغرى و كبرى ترتيب مىدهد مگر عرب جاهلى با معانى و مفاهيمى كه قرآن آورده آشنا بود مگر على عليه السلام تربيت شده و تعليم يافته مخصوص پيامبر نبود مگر پيامبر على را به عنوان اعلم اصحاب خود معرفى نكرد چه ضرورتى دارد كه ما به خاطر حفظ شأن برخى از صحابه كه در يك سطح عادى بودند ، شأن و مقام ديگرى را كه از عاليترين مقام عرفانى و افاضهء باطنى از بركت اسلام بهرهمند بوده است ، انكار كنيم آقاى احمد امين مى گويد : قبل از فلسفهء يونان مردم عرب با اين معانى و مفاهيمى كه در نهج البلاغه آمده است آشنا نبودند ، جواب اين است كه با معانى و مفاهيمى كه در نهج البلاغه آمده است بعد از فلسفهء يونان هم آشنا نشدند ، نه تنها عرب آشنا نشده بلكه مسلمانان غير عرب هم آشنا نشدند ، زيرا فلسفهء يونان هم